درسنامه آموزشی عربی کلاس نهم
درس 2: اَلْعُبورُ الْآمِنُ
اَلْمُعْجَم: (29 کلمهٔ جدید)
| آمَنَ: ایمان آورد (مضارع: یُؤمِنُ) | أحَبَُّ: محبوبترین |
| إِشاراتُ الْمُرورِ : علامتهای راهنمایی و رانندگی | إِدارَةُ الْمُرورِ: ادارۀ راهنمایی و رانندگی (مُرور: گذر کردن) |
| أَنْصَح: اندرزگوترین | أَیُمکِنُ أَنْ تَرجِعَ: آیا امکان دارد برگردی؟ |
| بُکاء: گریه کردن، گریه | تالی: بعدی (اَلْیَومُ التّالی: روز بعد) |
| تُعطینی: به من میدهی (أَنْ تُعطیَنی: که به من بدهی) | تَفَضَّلْ: بفرما |
| تَکَلَّمَ: صحبت کرد (مضارع: یَتَکَلَّمُ) | جِهَة: جهت |
| ذَکیّ: باهوش | رَصید: شارژ (اعتبار مالی) |
| رَقَدَ: بستری شد، خوابید (مضارع: یَرْقُدُ) | سَتَرَ: پوشاند، پنهان کرد (مضارع: یَسْتُرُ) |
| شاحِنُ الْجَوّالِ: شارژر موبایل | شَقاوَة: بدبختی |
| صَحیفَة: روزنامه «جمع: صُحُف» (صَحیفَة جِداریَّة: روزنامه دیواری) | صَدَمَ: برخورد کرد (مضارع: یَصْدِمُ) |
| فَجْأَةً: ناگهان | قُبْح: زشتی |
| لَقَدْ: قطعاً | لِمَ: برای چه (لِ + ما) |
| ما: آنچه | محَلَّ: مغازه (جمع: مَحَلّات) |
| مَعَ الْأَسَفِ: متأسّفانه | نادَی: صدا زد (مضارع: یُنادی) |
| هادِئ: آرام | یسَُدّونَ: مییبندند (ماضی: سَدَّ / مضارع: یَسُدُّ) |
نَصِّ الدَّرسِ: اَلْعُبورُ الْآمِنُ
قانونهای رانندگی
رَجَعَ سَجّادٌ مِنَ الْمَدرَسَةِ حَزیناً؛ عِنْدَما جَلَسَ عَلَی الْمائِدَةِ مَعَ أُسْرَتِهِ، بَدَأَ بِالْبُکاءِ فَجْأَةً وَ ذهََبَ إلِیَ غرُفتَِهِ؛ ذهََبَ أبَوهُ إلَِیهِ وَ تَکَلَّمَ مَعَهُ وَ سَأَلَهُ:
سجاد با ناراحتی (اندوهگین) از مدرسه برگشت؛ وقتی که با خانوادهاش بر سر سفره غذا نشست. ناگهان شروع به گریه کرد و به اتاقش رفت. پدرش به سوی او رفت و با وی سخن گفت و از او پرسید:
«لِماذا ما أَکَلْتَ الطَّعامَ؟!»
«چرا غذا نخوردی؟!»
أَجابَ: «هَلْ تَعْرِفُ صَدیقی حُسَیناً؟»
جواب داد: «آیا دوستم حسین را میشناسی؟»
قالَ: «نَعَم؛ أَعْرِفُهُ؛ هوَ وَلَدٌ ذَکیٌّ وَ هادِئٌ. ماذا حَدَثَ لَهُ؟»
گفت: «بله» او را میشناسم. او پسر باهوش و آرامی است.
ماذا حَدَثَ لَهُ؟»
أَجابَ سَجّادٌ: «هوَ رَقَدَ فِی الْمُسْتَشفیٰ؛ صَدَمَتْهُ سَیّارَةٌ؛ وَقَعَتِ الْحادِثَةُ أَمامی؛
چه اتفاقی برای او افتاده است؟
سجاد جواب داد: او در بیمارستان بستری شده است؛ ماشینی به او برخورد کرد.
عِندَما شاهَدْتُهُ عَلَی الرَّصیفِ الْمُقابِلِ؛ نادَیْتُهُ؛ فَقَصَدَ الْعُبورَ بِدونِ النَّظَرِ إلَی السَّیّاراتِ و مِنْ غَیْرِ مَمَرِّ الْمُشاةِ؛ فَقَرُبَتْ مِنْهُ سَیّارَةٌ وَ صَدَمَتْهُ. کانَتْ سُرعَةُ السَّیّارَةِ کَثیرَةً.»
«حادثه جلوی من اتفاق افتاد؛ وقتی که وی را در پیاده روِ روبهرو (مقابل) دیدم؛ صدایش زدم. و قصد کرد (خواست) بدون نگاهکردن به خودروها و از جایی جز خط کشی عابر پیاده عبور کند در نتیجه خودرویی به او نزدیک شد و به وی برخورد کرد. سرعتِ خودرو بسیار بود.
قالَ أَبوهُ: «کَیْفَ حالُهُ الْآن؟»
پدرش گفت: «اکنون حالش چطور است؟»
قالَ سجّادٌٌ: «هوَ مَجروحٌ.»
سجاد گفت: «او زخمی است.»
فِی الْیَومِ التّالی طَلَبَ الْمُدَرِّسُ مِنْ تَلامیذِهِ کِتابَةَ قَوانینِ الْمُرورِ وَ رَسْمَ إشاراتِ الْمُرورِ فی صَحیفَةٍ جِداریَّةٍ و رِعایةَ الْأَعمالِ الصَّحیحَةِ فِی الشَّوارعِ و الطُّرُقِ.
در روز بعد معلم از دانش آموزانش خواست در یک روزنامهٔ دیواری قوانین رانندگی را بنویسند. و علامتهای راهنمایی و رانندگی را نقّاشی کنند و کارهای درست را در خیابانها و راهها رعایت کنند.
ثُمَّ أَخَذَ الْمُدیرُ تَلامیذَ الْمَدرَسَةِ إِلَی مِنطَقَةِ تَعلیمِ الْمُرورِ.
سپس مدیر، دانش آموزانِ مدرسه را به پارکِ آموزشِ ترافیک بُرد.
و بَعْدَ یَومَینِ جاءَ شُرطِیٌّ إلِیَ الْمَدرَسَةِ مِن إِدارَةِ الْمُرورِ لِشَرْحِ إشاراتِ الْمُرورِ وَ طَلَبَ مِنهُم الْعُبورَ مِن مَمَرِّ الْمُشاةِ.
و پس از دو روز، پلیسی از ادارۀ راهنمایی و رانندگی برای شرحِ علامتهای راهنمایی و رانندگی به مدرسه آمد و از آنها درخواست کرد از گذرگاه پیاده (خط کشی پیاده) عبور کنند.
کَتَبَ التَّلامیذُ صَحیفَةً جِداریَّةً وَ رَسَموا فیها عَلاماتِ الْمُرورِ وَ شَرَحوا مَعانیَها.
دانشآموزان یک روزنامهٔ دیواری نوشتند و در آن علامتهای راهنمایی و رانندگی را نقاشی کردند (رسم کردند) و معانی آن را شرح دادند.
|
مَمنوعُ الدُّخول. |
الدَّوَرانُ عَلَی الْیَمینِ مَمنوعٌ. |
|
الدَّوَرانُ عَلَی الْیَسارِ مَمنوعٌ. |
إشارةُ مُرورِ الْمُشاةِ. |
|
مُرورُ حَیَواناتٍ أَهلیَّةٍ. |
مَمَرُّ الْمُشاةِ. |
درست یا نادرست (صفحهٔ 24 کتاب درسی)
درستی یا نادرستی جملههای زیر را بر اساس متن درس بنویسید.
1- کانَ مَوضوعُ الصَّحیفَةِ الْجِداریَّةِ قَوانینَ الْمُرورِ. درست
2- الْمُدیرُ أَخَذَ التَّلامیذَ إلَی مِنطَقَةِ تَعلیمِ الْمُرورِ. درست
3- رَقَدَ حسینٌ فِی مُستَوصَفٍ قَریبٍ مِن بَیتِهِ. نادرست
4- رَجَعَ سجّادٌ إلَی مَنزِلِهِ مَسروراً. نادرست
5- أَبو سجّادٍ ما عَرَفَتْ حُسَیناً. نادرست
اََلتَّمارین
التَّمْرینُ الْأَوَّلُ (صفحهٔ 27 کتاب درسی)
حروف اصلی و ترجمهٔ کلمات زیر را بنویسید.
عابِد، مَعْبود = ع ب د
پرستشگر، پرستیده
فاتِح، مَفْتوح = ف ت ح
گشاینده، گشوده
کاتِب، مَکْتوب = ک ت ب
نویسنده، نوشته
ضارِب، مَضْروب = ض ر ب
زننده، زده شده
خادِم، مَخْدوم = خ د م
خدمتکننده، خدمت شده
شاهِد، مَشْهود = ش ه د
بیننده، دیده شده
التَّمْرینُ الثّانی (صفحهٔ 28 کتاب درسی)
وزن کلمات جدول را بنویسید.
| ریشه | ماضی | مضارع | مصدر |
| خ ر ج | أَخْرَجَ | یُخْرِجُ | إخْراج |
| أفْعَلَ | یُفْعِلُ | إفْعال | |
| س ل م | سَلَّمَ | یُسَلِّمُ | تَسْلیم |
| فَعَّلَ | یُفَعِّلُ | تفْعیل | |
| ع ل م | تَعامَلَ | یَتَعامَلُ | تَعامُل |
| تفاعَلَ | یَتفاعَلُ | تَفاعُل | |
| ع ل م | تَعَلَّمَ | یَتَعَلَّمُ | تَعَلُّم |
| تَفَعَّلَ | یَتَفَعَّلُ | تَفَعُّل | |
| خ د م | اِسْتَخْدَمَ | یَسْتَخْدِمُ | اِسْتِخْدام |
| إسْتَفْعَلَ | یَسْتَفْعِلُ | اِسْتِفْعال | |
| س ف ر | سافَرَ | یُسافِرُ | مُسافَرَة |
| فاعَلَ | یُفاعِلُ | مُفاعَلَة | |
| ک س ر | اِنْکَسَرَ | یَنْکَسِرُ | اِنْکِسار |
| اِنْفَعَلَ | یَنْفَعِلُ | اِنْفِعال | |
| ش غ ل | اِشْتَغَلَ | یَشْتَغِلُ | اِشْتِغال |
| اِفْتَعَلَ | یَفْتَعِلُ | اِفْتِعال |
التَّمْرینُ الثّالِثُ (صفحهٔ 22 کتاب درسی)
هر کلمه را به عبارت مرتبط با آن وصل کنید.
1- قَوانینُ الْمُرورِ: قَواعِدُ السَّیرِ وَ الْمُرورِ فِی الشَّوارِعِ وَ الطُّرُقِ.
قوانین راهنمایی و رانندگی: قوانین عبور و مرور در خیابان و جاده
2- اَلْمُسْتَشْفَی: مَکانٌ مُجَهَّزٌ لِفَحْصِ الْمَرضَی.
بیمارستان: مکانی مجهز برای رسیدگی به بیماران
3- اَلرَّصیفُ: جانِبٌ مِنَ الشّارِعِ لِمُرور النّاسِ.
پیادهرو: قسمتی از خیابان برای عبور مردم
4- اَلصَّحیفَة: أَوراقٌ فیها أَخبارٌ وَ مَعلوماتٌ أُخْرَی.
روزنامه: برگههایی که در آن خبرها و اطلاعات دیگر است.
5- اَلْبُکاءُ: جَرَیانُ الدُّموعِ مِنَ الْحُزْنِ.
گریه کردن: جریان اشک از ناراحتی
التَّمْرینُ الرّابِعُ (صفحهٔ 29 کتاب درسی)
جاهای خالی را با کلمات داده شده پُر کنید.
هوَ / هُما / هُم / هیَ / هُنَّ / أَنتَ / أَنتُما / أَنتُم / أَنتِ / أَنتُنَّ / أَنا / نَحْنُ
| من | أَنا |
||
| تو | أَنتَ |
أَنتِ ![]() |
|
| او | هوَ ![]() |
هیَ |
|
| ما | نَحْنُ ![]() |
||
| شما | أَنتُم |
أَنتُنَّ |
أَنتُما |
| ایشان | هُم |
هُنَّ |
هُما ![]() |
التَّمْرینُ الْخامِسُ (صفحهٔ 30 کتاب درسی)
در جاهای خالی از کلمات داده شده استفاده کنید. «یک کلمه اضافه است.»
التّالی / جِداریَّةٍ / شاحِنُ / تِلْمیذٌ / الدُّموعُ / حَدَثَ
1- یا زَمیلی، ما بِکَ؟ لِمَ أنتَ حَزینٌ؟ ماذا حَدَثَ
ای هم کلاسی تو را چه شده است؟ برای چه ناراحت هستی؟ چه اتفاقی افتاده است؟
2- اَلتَّلامیذُ مَشغولونَ بِتَهیِئَةِ صَحیفَةٍ جِداریَّةٍ
دانشآموزان مشغول تهیهٔ روزنامه دیواری هستند.
3- أَخی تِلْمیذٌ فِی الصَّفِّ السّادِسِ الاِبتِدائیِّ.
برادرم دانشآموز کلاس ششم ابتدایی است.
4- الدُّموعُ جاریَةٌ عَلَی وَجْهِ الطِّفلَةِ.
اشکها بر صورت کودک جاری هستند.
5- هَلْ عِندَکَ شاحِنُ الْهاتِفِ الْجَوّالِ؟
التَّمْرینُ السّادِسُ (صفحهٔ 30 کتاب درسی)
کدام کلمه از نظر معنا با سایر کلمهها «ناهماهنگ» است؟
1- هادِئ - سَیّارَة - سَفینَة - طائِرَة
آرام - ماشین - کشتی - هواپیما
2- شارِع - ساحَة - خاتَم - رَصیف
خیابان - میدان - انگشتر - پیادهرو
3- أَکَلَ - رَأَی - شاهَدَ - نَظَرَ
خورد - دید - دید - دید
4- ماء - شَراب - شای - جار
آب - نوشیدنی - چای - همسایه
5- یَد - لِسان - سِنّ - نادیٰ
دست - زبان - دندان - صدا زد
التَّمْرینُ السّابِعُ (صفحهٔ 31 کتاب درسی)
آیه و احادیث زیر را ترجمه کنید. سپس کلماتی بر این وزنها در آنها بیابید.
فاعِل: عالِم
یَفْعُلُ: یَسْتُرُ
فَعالَة: سَعادة - شَقاوَة
فِعْل: عِلم
فِعال: عِباد
1- «إِنَّ اللهَ عَالِمُ غَیْبِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ» (فاطر 38)
بی گمان، خدا دانای نهانِ آسمانها و زمین است.
2- حُسْنُ الْأَدَبِ یَسْتُرُ قُبْحَ النَّسَبِ. (امام علی (ع))
نیکیِ ادب (ادبِ خوب) زشتیِ نسبت (اصل و نَسَب) را میپوشانَد.
3- إِنَّ أَحَبَّ عِبادِ اللهِ إِلَی اللهِ أّنْصَحُهُم لِعِبادِهِ. (رسول الله (ص))
بی گمان دوست داشتنیترین بندگانِ خدا نزدِ خدا، اندرزگوترینشان برای بندگانش هستند.
4- شَرَفُ الْمَرْءِ بِالْعِلْمِ وَ الْأَدَبِ لا بِالْأَصْلِ وَ النَّسَبِ. (امام علی (ع))
شرفِ آدمی به دانش و ادب است، نه به اصل و نسب.
5- مِنْ سَعادَةِ ابْنِ آدَمَ حُسْنُ الْخُلُقِ وَ مِنْ شَقاوَةِ ابْنِ آدَمَ سوءُ الْخُلُقِ. (رسول الله (ص))
از خوشبختیِ آدمیزاد (فرزند آدم) خوش اخلاقی و از بدبختیِ آدمیزاد، بد اخلاقی است.
التَّمْرینُ الثَامِنُ (صفحهٔ 32 کتاب درسی)
متن زیر را بخوانید سپس پاسخ پرسشهای آن را بیابید.
أَنا طالِبٌ فِی الصَّفِّ التّاسِعِ. اِسمی إِسحاقُ. لی أُختانِ: مَهْدیم وَ لالین، هُما صَغیرَتانِ فَلا تَذهَبانِ إلی الْمَدرَسَةِ و عِنْدی أَخَوانِ: هاشِمٌ وَ جَوادٌ. هاشِمٌ أَکبَرُ أَولادِ الْأُسرَة؛ إنَّهُ تَخَرَّجَ مِنَ الْمَدرَسَةِ وَ الْآنَ هوَ حَلْوانیٌّ. جَوادٌ فِی الصَّفِّ السّابِعِ. نَحنُ مِنْ مَدینَةِ «سَراوان» فی مُحافَظَةِ «سیستان و بلوشِستان».
1- لِماذا لا تَذهَبُ مَهْدیم وَ لالین إلَی الْمَدرَسَةِ؟ لَِنَّهُما صَغیرَتانِ. یا هُما صَغیرَتانِ فَلا تَذهَبانِ إلی الْمَدرَسَةِ.
چرا مهدیم و لاین به مدرسه نمیروند؟
2- مَا اسْمُ أَکبَرِ الْبَنینَ فی هذهِ الْأُسُرَةِ؟ هاشِمٌ. یا اِسْمُهُ هاشِمٌ.
اسم بزرگترین پسر خانواده چیست؟
3- مَن تَخَرَّجَ مِنَ الْمَدرَسَةِ؟ هاشِمٌ. یا هاشِمٌ تَخَرَّجَ مِنَ الْمَدرَسَةِ.
چه کسی از مدرسه فارغ التحصیل شد؟
4- مِنْ أَینَ هذِهِ الْأُسُرَةُ؟ مِن سَراوان. یا مِن مَدینَةِ «زاهدان» فی مُحافَظَةِ «سیستان و بلوشستان»
این خانواده اهل کجا هستند؟
5- فی أَیِّ صَفٍّ إِسحاقُ؟ فی الصَّفِّ التاسِع
اسحاق در کدام کلاس است؟
6- کَم أُختاً لِإِسحاق؟ أُختانِ. یا لَهُ أُختانِ. یا عِندَهُ أُختانِ.
اسحاق چند خواهر دارد؟

نورُ السَّماءِ (صفحهٔ 33 کتاب درسی)
بخوانید و ترجمه کنید.
1- ﴿مَنْ آمَنَ بِاللهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ﴾ (بقره 62)
کسی که به خدا و روز رستاخیز ایمان دارد کار شایسته میکند. پاداش آنها نزد پروردگارشان هست.
2- ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ﴾ (صف 2)
ای کسانی که ایمان آوردهاید چرا میگویید آنچه را که انجام نمیدهید؟!
3- ﴿لَقَدْ کانَ لَکُم فی رَسولِ اللهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ﴾ (احزاب 21)
قطعاً در فرستادۀ خدا برای شما الگوی خوبی هست. (همانا در رسول خدا برای شما الگوی نیکویی وجود دارد).
4- ﴿إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنّی فَإِنّی قَریبٌ﴾ (بقره 186)
هر گاه بندگانم از تو دربارهٔ من بپرسند، (بدانند که قطعا) من به آنان نزدیکم.
5- ﴿یَرْفَع اللهُ الَّذینَ آمَنوا مِنْکُم﴾ (مجادله 11)
خداوند کسانی از شما را که ایمان آوردهاند بالا میبرد.
اَلْأَربَعینیّات
فعالیت (صفحه 36 کتاب درسی)
یک روزنامۀ دیواری دربارۀ معانی علائم راهنمایی و رانندگی به عربی، فارسی و انگلیسی تهیّه کنید.











