خانه
گاما

درسنامه آموزشی عربی کلاس نهم

درس 2: اَلْعُبورُ الْآمِنُ

بازدید195/8 K
تاریخ بروزرسانی1401/08/22

اَلْمُعْجَم: (29 کلمهٔ جدید)

آمَنَ: ایمان آورد (مضارع: یُؤمِنُ) أحَبَُّ: محبوب‌ترین
إِشاراتُ الْمُرورِ : علامت‌های راهنمایی و رانندگی إِدارَةُ الْمُرورِ: ادارۀ راهنمایی و رانندگی (مُرور: گذر کردن)
أَنْصَح: اندرزگوترین أَیُمکِنُ أَنْ تَرجِعَ: آیا امکان دارد برگردی؟
بُکاء: گریه کردن، گریه تالی: بعدی (اَلْیَومُ التّالی: روز بعد)
تُعطینی: به من می‌دهی (أَنْ تُعطیَنی: که به من بدهی) تَفَضَّلْ: بفرما
تَکَلَّمَ: صحبت کرد (مضارع: یَتَکَلَّمُ) جِهَة: جهت
ذَکیّ: باهوش رَصید: شارژ (اعتبار مالی)
رَقَدَ: بستری شد، خوابید (مضارع: یَرْقُدُ) سَتَرَ: پوشاند، پنهان کرد (مضارع: یَسْتُرُ)
شاحِنُ الْجَوّالِ: شارژر موبایل شَقاوَة: بدبختی
صَحیفَة: روزنامه «جمع: صُحُف» (صَحیفَة جِداریَّة: روزنامه دیواری) صَدَمَ: برخورد کرد (مضارع: یَصْدِمُ)
فَجْأَةً: ناگهان قُبْح: زشتی
لَقَدْ: قطعاً لِمَ: برای چه (لِ + ما)
ما: آنچه محَلَّ: مغازه (جمع: مَحَلّات)
مَعَ الْأَسَفِ: متأسّفانه نادَی: صدا زد (مضارع: یُنادی)
هادِئ: آرام یسَُدّونَ: می‌یبندند (ماضی: سَدَّ / مضارع: یَسُدُّ)

نَصِّ الدَّرسِ: اَلْعُبورُ الْآمِنُ

قانون‌های رانندگی

رَجَعَ سَجّادٌ مِنَ الْمَدرَسَةِ حَزیناً؛ عِنْدَما جَلَسَ عَلَی الْمائِدَةِ مَعَ أُسْرَتِهِ، بَدَأَ بِالْبُکاءِ فَجْأَةً وَ ذهََبَ إلِیَ غرُفتَِهِ؛ ذهََبَ أبَوهُ إلَِیهِ وَ تَکَلَّمَ مَعَهُ وَ سَأَلَهُ:
سجاد با ناراحتی (اندوهگین) از مدرسه برگشت؛ وقتی که با خانواده‌اش بر سر سفره غذا نشست. ناگهان شروع به گریه کرد و به اتاقش رفت. پدرش به سوی او رفت و با وی سخن گفت و از او پرسید:

«لِماذا ما أَکَلْتَ الطَّعامَ؟!»
«چرا غذا نخوردی؟!»

أَجابَ: «هَلْ تَعْرِفُ صَدیقی حُسَیناً؟»
جواب داد: «آیا دوستم حسین را می‌شناسی؟»

قالَ: «نَعَم؛ أَعْرِفُهُ؛ هوَ وَلَدٌ ذَکیٌّ وَ هادِئٌ. ماذا حَدَثَ لَهُ؟»
گفت: «بله» او را می‌شناسم. او پسر باهوش و آرامی است.

ماذا حَدَثَ لَهُ؟»
أَجابَ سَجّادٌ: «هوَ رَقَدَ فِی الْمُسْتَشفیٰ؛ صَدَمَتْهُ سَیّارَةٌ؛ وَقَعَتِ الْحادِثَةُ أَمامی؛
چه اتفاقی برای او افتاده است؟
سجاد جواب داد: او در بیمارستان بستری شده است؛ ماشینی به او برخورد کرد.

عِندَما شاهَدْتُهُ عَلَی الرَّصیفِ الْمُقابِلِ؛ نادَیْتُهُ؛ فَقَصَدَ الْعُبورَ بِدونِ النَّظَرِ إلَی السَّیّاراتِ و مِنْ غَیْرِ مَمَرِّ الْمُشاةِ؛ فَقَرُبَتْ مِنْهُ سَیّارَةٌ وَ صَدَمَتْهُ. کانَتْ سُرعَةُ السَّیّارَةِ کَثیرَةً.»
«حادثه جلوی من اتفاق افتاد؛ وقتی که وی را در پیاده روِ روبه‌رو (مقابل) دیدم؛ صدایش زدم. و قصد کرد (خواست) بدون نگاه‌کردن به خودروها و از جایی جز خط کشی عابر پیاده عبور کند در نتیجه خودرویی به او نزدیک شد و به وی برخورد کرد. سرعتِ خودرو بسیار بود.

قالَ أَبوهُ: «کَیْفَ حالُهُ الْآن؟»
پدرش گفت: «اکنون حالش چطور است؟»

قالَ سجّادٌٌ: «هوَ مَجروحٌ.»
سجاد گفت: «او زخمی است.»

فِی الْیَومِ التّالی طَلَبَ الْمُدَرِّسُ مِنْ تَلامیذِهِ کِتابَةَ قَوانینِ الْمُرورِ وَ رَسْمَ إشاراتِ الْمُرورِ فی صَحیفَةٍ جِداریَّةٍ و رِعایةَ الْأَعمالِ الصَّحیحَةِ فِی الشَّوارعِ و الطُّرُقِ.
در روز بعد معلم از دانش آموزانش خواست در یک روزنامهٔ دیواری قوانین رانندگی را بنویسند. و علامت‌های راهنمایی و رانندگی را نقّاشی کنند و کارهای درست را در خیابان‌ها و راه‌ها رعایت کنند.

ثُمَّ أَخَذَ الْمُدیرُ تَلامیذَ الْمَدرَسَةِ إِلَی مِنطَقَةِ تَعلیمِ الْمُرورِ.
سپس مدیر، دانش آموزانِ مدرسه را به پارکِ آموزشِ ترافیک بُرد.

و بَعْدَ یَومَینِ جاءَ شُرطِیٌّ إلِیَ الْمَدرَسَةِ مِن إِدارَةِ الْمُرورِ لِشَرْحِ إشاراتِ الْمُرورِ وَ طَلَبَ مِنهُم الْعُبورَ مِن مَمَرِّ الْمُشاةِ.
و پس از دو روز، پلیسی از ادارۀ راهنمایی و رانندگی برای شرحِ علامت‌های راهنمایی و رانندگی به مدرسه آمد و از آنها درخواست کرد از گذرگاه پیاده (خط کشی پیاده) عبور کنند.

کَتَبَ التَّلامیذُ صَحیفَةً جِداریَّةً وَ رَسَموا فیها عَلاماتِ الْمُرورِ وَ شَرَحوا مَعانیَها.
دانش‌آموزان یک روزنامهٔ دیواری نوشتند و در آن علامت‌های راهنمایی و رانندگی را نقاشی کردند (رسم کردند) و معانی آن را شرح دادند.

ورود ممنوع

مَمنوعُ الدُّخول.
ورود ممنوع 

گردش به راست ممنوع

الدَّوَرانُ عَلَی الْیَمینِ مَمنوعٌ.
گردش به راست ممنوع  

 گردش به چپ ممنوع

الدَّوَرانُ عَلَی الْیَسارِ مَمنوعٌ.
گردش به چپ ممنوع

ترافیک عابر پیاده

إشارةُ مُرورِ الْمُشاةِ.
ترافیک عابر پیاده 

عبور حیوانات اهلی

مُرورُ حَیَواناتٍ أَهلیَّةٍ.
عبور حیوانات اهلی  

محل عبور عابر پیاده

مَمَرُّ الْمُشاةِ.
محل عبور عابر پیاده  

درست یا نادرست (صفحهٔ 24 کتاب درسی)

 

درستی یا نادرستی جمله‌های زیر را بر اساس متن درس بنویسید.

1- کانَ مَوضوعُ الصَّحیفَةِ الْجِداریَّةِ قَوانینَ الْمُرورِ. درست

2- الْمُدیرُ أَخَذَ التَّلامیذَ إلَی مِنطَقَةِ تَعلیمِ الْمُرورِ. درست

3- رَقَدَ حسینٌ فِی مُستَوصَفٍ قَریبٍ مِن بَیتِهِ. نادرست

4- رَجَعَ سجّادٌ إلَی مَنزِلِهِ مَسروراً. نادرست

5- أَبو سجّادٍ ما عَرَفَتْ حُسَیناً. نادرست

بدانیم: وزن و حروف اصلی

عالِم = فاعِل

1- بسیاری از کلمه‌ها در عربی سه حرف اصلی دارند؛ مثال:

کلمات هم خانواده حروف اصلی
حاکِم، مَحْکوم، حَکیم، حِکْمَة، مُحاکَمَة، حُکومَة، أَحْکام ح ک م
عالِم، مَعْلوم، عَلیم، تَعْلیم، أَعْلَم، عُلوم، إِعْلام ع ل م

در کلماتی مانند «حاکم، محکوم، حَکیم و...» سه حرف «ح ک م» به ترتیب تکرار شده‌اند.

به این سه حرف «حروف اصلی» یا «ریشه» کلمه می‌گویند.

شناختنِ حروف اصلی به املای ما کمک می‌کند. با نگاه به هم خانواده‌های یک کلمه می‌توان به حروف اصلی آن پی بُرد؛ اگر با دقّت به این کلمه‌ها «مُجالَسَة / مَجالِس / مَجْلِس / إجْلاس / جُلوس / جَلْسَة / جَلیس» نگاه کنیم؛ در می‌یابیم که به ترتیب سه حرف «ج ل س» در آنها مشترک است.

1- سه حرف اصلی این کلمات چیست؟
رافِع، مَرْفوع، رَفیع:
ر ف ع
ناظِر، مَنْظور، نَظیر: ن ظ ر
قادِر، مَقْدور، قَدیر: ق د ر

حروفی که همراه حروف اصلی می‌آیند؛ «حروف زائد» نامیده می‌شوند. این حروف معنای جدیدی به کلمه می‌دهند.

حروف اصلی کلمه‌ها به ترتیب با سه حرف «ف ع ل» سنجیده می‌شوند.

مُ‍ ج‍ ا لَ‍ سَ‍ ‍ة $ \Leftarrow $ مُجالَسَة
مُ‍ ف‍ ا عَ‍ لَ‍ ‍ة $ \Leftarrow $ مُفاعَلَة

2- بیشتر کلمات در زبان عربی وزن دارند؛ مثال:

کلمات وزن
ناصِر - عارِف - ظالِم - فاتِح - قاتِل - ضارِب - رافِع فاعِل
مَنْصور - مَعْروف - مَظْلوم - مَفْتوح - مَقْتول - مَضْروب - مَرْفوع مَفْعول

کدام کلمه بر وزن فاعِل و کدام بر وزن مَفْعول است؟
مَقْطوع $ \Leftarrow $ 
مفعول
حامِد $ \Leftarrow $ فاعل
عابِد $ \Leftarrow $ فاعل
مَذْکور $ \Leftarrow $ مفعول

فنّ ترجمه

با معنای دو وزن «فاعِل» و «مَفْعول» آشنا شوید.
معمولاً وزن «
فاعِل» به معنای «انجام دهنده یا دارندۀ حالت» و وزن «مَفْعول» به معنای «انجام شده» است؛ مثال:
حامِد: ستاینده
مَحْمود: ستوده شده

ترجمه کنید.

یا صانِعَ کُلِّ مَصْنوعٍ، یا خالِقَ کُلِّ مَخْلوقٍ.
ای سازندهٔ هر ساخته شده‌ای آفریدگار هر آفریده شده‌ای.

اََلتَّمارین 

التَّمْرینُ الْأَوَّلُ (صفحهٔ 27 کتاب درسی)

 

حروف اصلی و ترجمهٔ کلمات زیر را بنویسید.

عابِد، مَعْبود = ع ب د
پرستش‌گر، پرستیده

فاتِح، مَفْتوح = ف ت ح
گشاینده، گشوده

کاتِب، مَکْتوب = ک ت ب
نویسنده، نوشته

ضارِب، مَضْروب = ض ر ب
زننده، زده شده

خادِم، مَخْدوم = خ د م
خدمت‌کننده، خدمت شده

شاهِد، مَشْهود = ش ه د
بیننده، دیده شده

التَّمْرینُ الثّانی (صفحهٔ 28 کتاب درسی)

 

وزن کلمات جدول را بنویسید.

ریشه ماضی مضارع مصدر
خ ر ج أَخْرَجَ یُخْرِجُ إخْراج
أفْعَلَ یُفْعِلُ إفْعال
س ل م سَلَّمَ یُسَلِّمُ تَسْلیم
فَعَّلَ یُفَعِّلُ تفْعیل
ع ل م تَعامَلَ یَتَعامَلُ تَعامُل
تفاعَلَ یَتفاعَلُ تَفاعُل
ع ل م تَعَلَّمَ یَتَعَلَّمُ تَعَلُّم
تَفَعَّلَ یَتَفَعَّلُ تَفَعُّل
خ د م اِسْتَخْدَمَ یَسْتَخْدِمُ اِسْتِخْدام
إسْتَفْعَلَ یَسْتَفْعِلُ اِسْتِفْعال
س ف ر سافَرَ یُسافِرُ مُسافَرَة
فاعَلَ یُفاعِلُ مُفاعَلَة
ک س ر اِنْکَسَرَ یَنْکَسِرُ اِنْکِسار
اِنْفَعَلَ یَنْفَعِلُ اِنْفِعال
ش غ ل اِشْتَغَلَ یَشْتَغِلُ اِشْتِغال
اِفْتَعَلَ یَفْتَعِلُ اِفْتِعال

التَّمْرینُ الثّالِثُ (صفحهٔ 22 کتاب درسی)

 

هر کلمه را به عبارت مرتبط با آن وصل کنید.

1- قَوانینُ الْمُرورِ: قَواعِدُ السَّیرِ وَ الْمُرورِ فِی الشَّوارِعِ وَ الطُّرُقِ.
قوانین راهنمایی و رانندگی: قوانین عبور و مرور در خیابان و جاده

2- اَلْمُسْتَشْفَی: مَکانٌ مُجَهَّزٌ لِفَحْصِ الْمَرضَی.
بیمارستان: مکانی مجهز برای رسیدگی به بیماران

3- اَلرَّصیفُ: جانِبٌ مِنَ الشّارِعِ لِمُرور النّاسِ.
پیاده‌رو: قسمتی از خیابان برای عبور مردم

4- اَلصَّحیفَة: أَوراقٌ فیها أَخبارٌ وَ مَعلوماتٌ أُخْرَی.
روزنامه: برگه‌هایی که در آن خبرها و اطلاعات دیگر است.

5- اَلْبُکاءُ: جَرَیانُ الدُّموعِ مِنَ الْحُزْنِ.
گریه کردن: جریان اشک از ناراحتی

التَّمْرینُ الرّابِعُ (صفحهٔ 29 کتاب درسی)

 

جاهای خالی را با کلمات داده شده پُر کنید.

هوَ / هُما / هُم / هیَ / هُنَّ / أَنتَ / أَنتُما / أَنتُم / أَنتِ / أَنتُنَّ / أَنا / نَحْنُ

من أَنا 
تو أَنتَ    أَنتِ     تو (مؤنث)
او هوَ    او (مذکر) هیَ    او (مؤنث)
ما نَحْنُ    ما
شما أَنتُم    شما (مذکر) أَنتُنَّ   شما (مؤنث) أَنتُما   
ایشان هُم    آن‌ها (مذکر) هُنَّ    آن‌ها (مؤنث) هُما    شما 

التَّمْرینُ الْخامِسُ (صفحهٔ 30 کتاب درسی)

 

در جاهای خالی از کلمات داده شده استفاده کنید. «یک کلمه اضافه است.»

التّالی / جِداریَّةٍ / شاحِنُ / تِلْمیذٌ / الدُّموعُ / حَدَثَ

1- یا زَمیلی، ما بِکَ؟ لِمَ أنتَ حَزینٌ؟ ماذا حَدَثَ
ای هم کلاسی تو را چه شده است؟ برای چه ناراحت هستی؟ چه اتفاقی افتاده است؟

2- اَلتَّلامیذُ مَشغولونَ بِتَهیِئَةِ صَحیفَةٍ جِداریَّةٍ
دانش‌آموزان مشغول تهیهٔ روزنامه دیواری هستند.

3- أَخی تِلْمیذٌ فِی الصَّفِّ السّادِسِ الاِبتِدائیِّ.
برادرم دانش‌آموز کلاس ششم ابتدایی است.

4- الدُّموعُ جاریَةٌ عَلَی وَجْهِ الطِّفلَةِ.
اشک‌ها بر صورت کودک جاری هستند.

5- هَلْ عِندَکَ شاحِنُ الْهاتِفِ الْجَوّالِ؟

التَّمْرینُ السّادِسُ (صفحهٔ 30 کتاب درسی)

 

کدام کلمه از نظر معنا با سایر کلمه‌ها «ناهماهنگ» است؟

1- هادِئ - سَیّارَة - سَفینَة - طائِرَة
آرام - ماشین - کشتی - هواپیما

2- شارِع - ساحَة - خاتَم - رَصیف
خیابان - میدان - انگشتر - پیاده‌رو

3- أَکَلَ - رَأَی - شاهَدَ - نَظَرَ
خورد - دید - دید - دید

4- ماء - شَراب - شای - جار
آب - نوشیدنی - چای - همسایه

5- یَد - لِسان - سِنّ - نادیٰ
دست - زبان - دندان - صدا زد

التَّمْرینُ السّابِعُ (صفحهٔ 31 کتاب درسی)

 

آیه و احادیث زیر را ترجمه کنید. سپس کلماتی بر این وزن‌ها در آنها بیابید.

فاعِل: عالِم
یَفْعُلُ: یَسْتُرُ
فَعالَة: سَعادة - شَقاوَة
فِعْل: عِلم
فِعال: عِباد

1- «إِنَّ اللهَ عَالِمُ غَیْبِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ» (فاطر 38)
بی گمان، خدا دانای نهانِ آسمان‌ها و زمین است.

2- حُسْنُ الْأَدَبِ یَسْتُرُ قُبْحَ النَّسَبِ. (امام علی (ع))
نیکیِ ادب (ادبِ خوب) زشتیِ نسبت (اصل و نَسَب) را می‌پوشانَد.

3- إِنَّ أَحَبَّ عِبادِ اللهِ إِلَی اللهِ أّنْصَحُهُم لِعِبادِهِ. (رسول الله (ص))
بی گمان دوست داشتنی‌ترین بندگانِ خدا نزدِ خدا، اندرزگوترینشان برای بندگانش هستند.

4- شَرَفُ الْمَرْءِ بِالْعِلْمِ وَ الْأَدَبِ لا بِالْأَصْلِ وَ النَّسَبِ. (امام علی (ع))
شرفِ آدمی به دانش و ادب است، نه به اصل و نسب.

5- مِنْ سَعادَةِ ابْنِ آدَمَ حُسْنُ الْخُلُقِ وَ مِنْ شَقاوَةِ ابْنِ آدَمَ سوءُ الْخُلُقِ. (رسول الله (ص))
از خوشبختیِ آدمیزاد (فرزند آدم) خوش اخلاقی و از بدبختیِ آدمیزاد، بد اخلاقی است.

التَّمْرینُ الثَامِنُ (صفحهٔ 32 کتاب درسی)

 

متن زیر را بخوانید سپس پاسخ پرسش‌های آن را بیابید.

أَنا طالِبٌ فِی الصَّفِّ التّاسِعِ. اِسمی إِسحاقُ. لی أُختانِ: مَهْدیم وَ لالین، هُما صَغیرَتانِ فَلا تَذهَبانِ إلی الْمَدرَسَةِ و عِنْدی أَخَوانِ: هاشِمٌ وَ جَوادٌ. هاشِمٌ أَکبَرُ أَولادِ الْأُسرَة؛ إنَّهُ تَخَرَّجَ مِنَ الْمَدرَسَةِ وَ الْآنَ هوَ حَلْوانیٌّ. جَوادٌ فِی الصَّفِّ السّابِعِ. نَحنُ مِنْ مَدینَةِ «سَراوان» فی مُحافَظَةِ «سیستان و بلوشِستان».

1- لِماذا لا تَذهَبُ مَهْدیم وَ لالین إلَی الْمَدرَسَةِ؟ لَِنَّهُما صَغیرَتانِ. یا هُما صَغیرَتانِ فَلا تَذهَبانِ إلی الْمَدرَسَةِ.
چرا مهدیم و لاین به مدرسه نمی‌روند؟

2- مَا اسْمُ أَکبَرِ الْبَنینَ فی هذهِ الْأُسُرَةِ؟ هاشِمٌ. یا اِسْمُهُ هاشِمٌ.
اسم بزرگ‌ترین پسر خانواده چیست؟

3- مَن تَخَرَّجَ مِنَ الْمَدرَسَةِ؟ هاشِمٌ. یا هاشِمٌ تَخَرَّجَ مِنَ الْمَدرَسَةِ.
چه کسی از مدرسه فارغ التحصیل شد؟

4- مِنْ أَینَ هذِهِ الْأُسُرَةُ؟ مِن سَراوان. یا مِن مَدینَةِ «زاهدان» فی مُحافَظَةِ «سیستان و بلوشستان»
این خانواده اهل کجا هستند؟

5- فی أَیِّ صَفٍّ إِسحاقُ؟ فی الصَّفِّ التاسِع
اسحاق در کدام کلاس است؟

6- کَم أُختاً لِإِسحاق؟ أُختانِ. یا لَهُ أُختانِ. یا عِندَهُ أُختانِ.
اسحاق چند خواهر دارد؟

نورُ السَّماءِ (صفحهٔ 33 کتاب درسی)

 

بخوانید و ترجمه کنید.

1- ﴿مَنْ آمَنَ بِاللهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ﴾ (بقره 62)
کسی که به خدا و روز رستاخیز ایمان دارد کار شایسته می‌کند. پاداش آن‌ها نزد پروردگارشان هست.

2- ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ﴾ (صف 2)
ای کسانی که ایمان آورده‌اید چرا می‌گویید آنچه را که انجام نمی‌دهید؟!

3- ﴿لَقَدْ کانَ لَکُم فی رَسولِ اللهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ﴾ (احزاب 21)
قطعاً در فرستادۀ خدا برای شما الگوی خوبی هست. (همانا در رسول خدا برای شما الگوی نیکویی وجود دارد).

4- ﴿إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنّی فَإِنّی قَریبٌ﴾ (بقره 186)
هر گاه بندگانم از تو دربارهٔ من بپرسند، (بدانند که قطعا) من به آنان نزدیکم.

5- ﴿یَرْفَع اللهُ الَّذینَ آمَنوا مِنْکُم﴾ (مجادله 11)
خداوند کسانی از شما را که ایمان آورده‌اند بالا می‌برد. 

اَلْأَربَعینیّات 

فعالیت (صفحه 36 کتاب درسی)

 

یک روزنامۀ دیواری دربارۀ معانی علائم راهنمایی و رانندگی به عربی، فارسی و انگلیسی تهیّه کنید.

درس 2: اَلْعُبورُ الْآمِنُ